WOMAN 

LIFE 

FREEDOME



 

 ضرورت فراخوان به کفالت سیاسی زندانیان در معرض اعدام



: ضرورت فراخوان به کفالت سیاسی زندانیان در معرض اعدام‬

ضرورت فراخوان به کفالت سیاسی زندانیان در معرض اعدامدر سال‌های اخیر، با افزایش بازداشت‌ها و صدور احکام سنگین علیه فعالان سیاسی و مدنی در ایران، مفهوم «کفالت سیاسی» به یکی از ابزارهای مهم حمایت بین‌المللی از زندانیان تبدیل شده است. کفالت سیاسی به معنای آن است که یک شخصیت شناخته‌شده مانند نماینده پارلمان، سیاستمدار، یا چهره عمومی به‌طور رسمی مسئولیت پیگیری وضعیت یک زندانی مشخص را بر عهده می‌گیرد و نام او را در عرصه عمومی و دیپلماتیک مطرح می‌کند. فراخوان به گسترش این اقدام، نه یک حرکت نمادین صرف، بلکه یک راهبرد عملی برای کاهش خطر اعدام و نقض حقوق بشر است.نخستین دلیل اهمیت کفالت سیاسی، افزایش هزینه سیاسی برای حاکمیت است. هنگامی که پرونده یک زندانی در سطح بین‌المللی مطرح می‌شود، آن فرد از وضعیت گمنامی خارج می‌شود و هر اقدام قضایی علیه او زیر ذره‌بین رسانه‌ها، نهادهای حقوق بشری و دولت‌ها قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی، اجرای احکام شدید—به‌ویژه اعدام—می‌تواند پیامدهای دیپلماتیک و اعتباری برای حکومت به همراه داشته باشد. تجربه‌های متعدد نشان داده‌اند که حکومت‌ها در برابر پرونده‌های پرسر و صدا محتاط‌تر عمل می‌کنند، زیرا هزینه سیاسی تصمیم‌هایشان افزایش می‌یابد.دومین کارکرد مهم کفالت سیاسی، ایجاد «سپر رسانه‌ای» برای زندانی است. وقتی یک سیاستمدار یا نهاد معتبر نام زندانی را تکرار می‌کند، رسانه‌های بین‌المللی و شبکه‌های اجتماعی نیز بیشتر به آن پرونده می‌پردازند. این توجه مستمر، مانع از آن می‌شود که پرونده در سکوت پیش برود. در بسیاری از موارد، زندانیانی که نامشان کمتر شنیده شده، با سرعت بیشتری با احکام سنگین مواجه شده‌اند، در حالی که پرونده‌های مطرح‌شده در سطح جهانی معمولاً با تأخیر، تجدیدنظر یا فشار برای بازبینی روبه‌رو می‌شوند.سوم، کفالت سیاسی می‌تواند سازوکارهای رسمی حقوق بشری و دیپلماتیک را فعال کند. وقتی یک نماینده پارلمان یا مقام سیاسی وارد پرونده می‌شود، امکان طرح موضوع در پارلمان‌ها، صدور بیانیه‌های رسمی، مکاتبه با مقامات ایرانی و ورود گزارشگران ویژه سازمان ملل افزایش می‌یابد. این زنجیره اقدامات می‌تواند به توقف موقت حکم، فراهم شدن دسترسی بهتر زندانی به وکیل، یا حتی تغییر مسیر پرونده منجر شود. به بیان دیگر، کفالت سیاسی اغلب نقطه شروعی برای فشار ساختاری گسترده‌تر است.چهارم، در پرونده‌های مرتبط با اعدام، عامل زمان حیاتی است. بسیاری از احکام اعدام در شرایطی اجرا می‌شوند که توجه عمومی اندک است. کفالت سیاسی با ایجاد حساسیت فوری، می‌تواند روند اجرای حکم را کند یا متوقف کند و فرصت‌های حقوقی تازه‌ای برای دفاع از زندانی فراهم آورد. حتی تأخیر در اجرای حکم نیز می‌تواند جان یک انسان را نجات دهد، زیرا امکان پیگیری‌های حقوقی و بین‌المللی بیشتری ایجاد می‌شود.پنجم، نباید اثر روانی و انسانی این اقدام را نادیده گرفت. وقتی زندانی و خانواده او می‌بینند که نام فرد در سطح جهانی مطرح شده و شخصیت‌های شناخته‌شده پیگیر وضعیت او هستند، احساس انزوا و بی‌پناهی کاهش می‌یابد. این حمایت می‌تواند به تداوم پیگیری‌های حقوقی، رسانه‌ای و مدنی کمک کند و شبکه‌ای از همبستگی پیرامون پرونده شکل دهد.تجربه اعتراضات سراسری پس از جان‌باختن مهسا (ژینا) امینی نشان داد که ترکیب فشار رسانه‌ای، فعالیت نهادهای حقوق بشری و کفالت سیاسی می‌تواند توجه جهانی را به‌سرعت جلب کند و بر روند برخی پرونده‌ها اثر بگذارد. در آن مقطع، هر جا که نام زندانیان به‌طور گسترده مطرح شد، حساسیت بین‌المللی افزایش یافت و امکان پیگیری حقوقی و رسانه‌ای بیشتر فراهم شد. این تجربه عملی نشان می‌دهد که کفالت سیاسی، اگر به‌صورت سازمان‌یافته و مستمر دنبال شود، می‌تواند ابزار مؤثری برای حفاظت از جان زندانیان باشد.در جمع‌بندی باید گفت فراخوان به کفالت سیاسی، تلاشی هدفمند برای تبدیل همدلی عمومی به فشار مؤثر بین‌المللی است. این اقدام با افزایش هزینه سیاسی نقض حقوق بشر، ایجاد سپر رسانه‌ای، فعال کردن سازوکارهای دیپلماتیک و خریدن زمان حیاتی برای زندانیان، می‌تواند نقشی واقعی در کاهش خطر اعدام ایفا کند. از این رو، گسترش آگاهانه و سازمان‌یافته کفالت سیاسی برای زندانیان سیاسی و عقیدتی در معرض خطر، یک ضرورت فوری در چارچوب دفاع از حق حیات و اصول بنیادین حقوق بشر به شمار می‌رود.وظیفهٔ مبارزان، عدالت‌خواهان، دادخواهان و آزادی‌خواهان آن است که صدای زندانیان سیاسی به‌ویژه محکومان در معرض اعدام میباشند و با مراجعه به نمایندگان پارلمان‌ها، شخصیت‌های اثرگذار و نهادهای حقوق بشری، خواستار اقدامات عملی و مؤثر در برابر اعدام ها  و پذیرش کفالت سیاسی و نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی شوند.بهروز اسدی فعال حقوق بشر سخنگوی انجمن زن زندگی آزادی المان


 

پیام مادر و پدر مهسا امینی به مراسم سالگرد خیزش مهسا در فرانکفورت 

 
پیام مادر ژینا، خانم مژگان افتخاری
سلام و درود خدمت همه عزیزان
سه سال از رفتن ژینا جانم گذشت  سه سالی که برای ما پر از دلتنگی و درد بود ... اما در همین زمان دخترم به صدای میلیونها انسان تبدیل شد .... ژینامهسای عالم تابم امروز نماد عشق و زندگی و آزادی برای همهمه ماست . من بعنوان یک مادر از شما مردم با وجدان و شریف که یاد ژینا جانم را زنده نگه داشتید با تمام وجود سپاس گذارم  یاد ژینا همیشه با ماست و همیشه در قلب هایمان زنده خواهد ماند
با سپاس مژگان افتخاری
۲۵ شهریور ۱۴۰۴  سقز

پیام امجد امینی، پدر مهسا/ژینا امینی
با احترام خدمت  حضار گرامی
از اینکه در سومین سال قتل  ،ژینا مهسا مراسم‌هایی برگزار میشود  بی نهایت  مسرور و خوشحال شدم ؛ خرسند وخوشحال نه تنها به خاطر حس  پدر بودن بلکه بیشتر به این سبب که هر روز می بینم و می شنوم که نام ژینا همچون نماد زندگی و آزادی و به مثابة درختی زنده و ریشه دار و استوار شاخه هایش در آسمان جهان در حال گسترش است و هر برگ این درخت پرچمی است که آزادی و آزادگی را به نمایش میگذارد .
امروز ژینا نه فقط در گورستان آیچی سقز بلکه در میدانها و خیابانها و در جان مردم جهان نفس میکشد ،ژینا رویا و حقیقتی است که تا ابدیت در رگهای تاریخ جریان دارد . امروز  ژینا نام یک مکتب و فلسفه است ،فلسفه‌ای  که در آن مثلث زن ،زندگی و آزادی تکریم میشود .
در اینجا لازم میدانم سپاس قلبی خود را نثار شهردار شریف و شجاع فرانکفورت، بانو نرگس اسکندری بزرگوار  و همه کسانی  نمایم که با نامگذاری میدانی و کاشتن درختی در کنار رودخانه ماین  به نام ژینا روح سبز او را بر بخشی از نقشة جهان حک نمودند و امروز شهری در اروپای زیبا قلب تپندة کردستان و ایران شده است. این اقدام ارزشمند نه تنها یک نامگذاری بلکه یک نوع پیمان است ؛ پیمان ایستادگی ، مبارزه و وفاداری به آزادی و آزادگی است .
در سومین سال زن زندگی آزادی
یاد همه جانباختگان را گرامی میداریم و نامشان برای همیشه زنده می‌ماند.
امجد امینی
۲۵ شهریور ۱۴۰۴  سقز 

 

پیام نسرین ستوده به مراسم سالگرد خیزش مهسا در فرانکفورت 


دوستان و همراهان گرامی،
ما امروز در آستانه سالگرد قتل حکومتی دختری جوان به نام ژینا مهسا از تبار زنان و مردان آزاده این سرزمین قرار گرفته‌ایم.
او که بدون سودای قدرت، قربانی قدرت شد. استبداد مسلطی که پیکر زنان را میدان جنگ قدرت‌طلبی‌اش قرار داد.
ما از آنرو که هنوز سوگوار مرگ مهسا ژینا هستیم، همچنان در کنار خانواده بزرگوارش هستیم. ما در کنار خانواده امینی هستیم.
سالها بود فریاد زنان در کوچه و خیابان شنیده می‌شد. هر روز به وفور شاهد دستگیری زنان و اعمال خشونت بر آنها بودیم. آنچنان که این خشونت عریان، این خشونت مستمر و بی وقفه، به بخشی از زندگی زنان تبدیل شده بود.
کوچه و خیابان تجسم ناامنی برای زنان و دختران بود، و در خانه ها نیز که تحت انقیاد بی قید و شرط مردان قرار داشت، زنان مورد خشونتی از جنس دیگر قرار می‌گرفتند و کسی حمایت نمی‌کرد.
خشونتی که همچنان جریان دارد.
نکته مهم در این میان پیوند ناگسستنی بین استبداد مسلط و تضییع حقوق زنان است.
راستی چه نسبتی بین حقوق زنان، حجاب اجباری و استبداد به ویژه در منطقه خاورمیانه وجود دارد که طالبان در افغانستان با منع تحصیل دخترانش شناخته می‌شود، عربستان تا چند سال پیش با منع رانندگی زنانش شناخته می‌شد و ایران همچنان با حجاب اجباریش شناخته میشود.
آیا استبداد در خاورمیانه از فرهنگ مردسالاری تغذیه می‌کند؟ آیا شکست این استبداد در گرو غلبه بر فرهنگ مردسالاریست؟
پاسخ به هر دو سوال بالا آری ست.
اکنون به جرات  می‌توانیم بگوییم این استبداد به مردان هم خدمتی نکرد زیرا نه تنها علیه زنان عمل کرد بلکه همزمان علیه زندگی و آزادی نیز عمل کرد.
دلیل مشارکت مردان در  جنبش مهسا هم همین بوده است.
هنوز قانون حجاب اجباری پابرجاست و هنوز زنان با هربار رفتن به کوچه و خیابان بدون حجاب اجباری آن را نقض می‌کنند تا در قامت شهروندانی قانون شکن شناخته شوند.
کاری که هرروزه میلیون‌ها زن ایرانی انجام می‌دهند. آنها این را به جان می‌خرند که مجرم شناخته شوند. ما زنانی که پوششمان را خودمان انتحاب میکنیم، همه جای شهر هستیم، در کوچه و خیابان، در متروها، سالن های تئاتر و سینما، کتابخانه های عمومی،  ادارات دولتی و هرآنجایی که با مالیات ما و مادرانمان و پدرانمان ساخته شده است.
ما نیز حضور داریم
زن زندگی آزادی
زنده باد آزادی
نسرین ستوده
۲۵ شهریور ۱۴۰۴



نامه سرگشاده انجمن «زن– زندگی– آزادی» به وزارت کشور آلمان


نامه سرگشاده انجمن «زن– زندگی– آزادی» آلمان/ فرانکفورت به وزارت داخلی  آلمان  و ۱۶ استان فدرال آلمان
جناب آقای الکساندر دُبرینت
وزیر کشور و امور داخلی فدرال آلمان
و وزرای کشور ایالت‌های شانزده‌گانه آلمان
رونوشت به
نمایندگان پارلمان فدرال (بوندستاگ)،
سازمان‌های حقوق بشری،
نهادهای حمایت از پناهجویان،
رسانه‌ها
متن نامه بدین قرار است.
هیچگونه اخراجی به ایران انجام نشود – اکنون از افراد تحت پیگرد محافظت کنید
با سلام و احترام
ما با نگرانی عمیق این نامه سرگشاده را خطاب به شما نگاشته‌ایم– از جانب بسیاری از ایرانیان مقیم آلمان که روزانه در ترس و اضطراب برای خانواده‌ها، دوستان و مردم ایران زندگی می‌کنند.
شرایط کنونی در ایران فاجعه‌بار است. رژیم حاکم با سرکوب، اعدام و نظارت گسترده در داخل کشور، سلطه خود را تثبیت کرده و در عین حال در خارج، شعله‌های خشونت جدیدی را می‌افروزد.
ما قاطعانه با جنگ مخالفیم و ضمن محکومیت شدید جنگ فعلی، هرگونه تشدید نظامی دیگر را نیز تقبیح و مجکوم می‌کنیم– چرا که در نهایت، این همواره مردم غیرنظامی هستند که قربانی خشونت، ویرانی و ترس می‌شوند.
رژیم در وضعیت درماندگی قرار دارد و برای حفظ قدرت خود از جنگ، ترس و خشونت بهره می‌برد– به بهای رنج و نابودی مردمی که سودی از آن نمی‌برند. ما این جنگ را به‌ صراحت محکوم می‌کنیم، چرا که هیچ ارتباطی با خواسته‌ها و منافع ملت ایران ندارد. جنگ تنها رنج، ماتم و ویرانی به بار می‌آورد.
اما در داخل کشور، رژیم حتی فراتر می‌رود: بطور آشکار علیه مردم خود عمل می‌کند– افرادی که جنگ را علناً نقد می‌کنند یا از آن گزارش می‌دهند. بطور سیستماتیک تحت پیگرد قرار می‌گیرند. آنان به شکل خودسرانه بازداشت، شکنجه و با استناد به «وضعیت جنگی» ساختگی، به اعدام محکوم و اعدام می‌شوند.
با توجه به این شرایط، ادامه خطر بازگرداندن پناهجویان ایرانی از آلمان به کشوری که در آن نه امنیتی هست، نه قانونی و نه آینده‌ای، برای ما غیرقابل پذیرش است.
خواست اصلی ما:
توقف فوری و هماهنگ اخراج ایرانیان در سراسر کشور.
دلایل ما:
ایران کشوری امن نیست.
پیگرد سیستماتیک صداهای منتقد ادامه دارد.
بازگرداندن پناهجویان، جان انسان‌ها را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد.
ما از دولت فدرال و دولت‌های ایالتی مصرانه می‌خواهیم با قاطعیت و انسانیت عمل کنند– برای حمایت از پناهجویان ایرانی در کشورمان.
چرا این حمایت اکنون ضروری است:
سرکوب‌های داخلی بطور سیستماتیک با بازداشت‌های گسترده، شکنجه و اعدام‌ها انجام می‌شود.
تشدید سیاست خارجی، جان انسان‌ها را تهدید و منطقه را بی‌ثبات می‌کند.
جنگ و سرکوب تنها به حفظ قدرت خدمت می‌کنند – نه به مردم.
مردم عادی صدایی ندارند؛ ما باید صدای آنان باشیم.
ما به وجدان و حس مسئولیت‌پذیری شما خطاب می‌کنیم
از پناهجویان ایرانی در آلمان محافظت کنید.
مانع بازگرداندن آنان به خطر مرگ شوید.
پیامی قوی در دفاع از حقوق بشر، دموکراسی و صلح ارسال کنید.
با احترام،
به نمایندگی از «فروم زن – زندگی – آزادی آلمان»
بهروز اسدی
فرانکفورت، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۵

 
تأملی بر استراتژی جمهوری اسلامی در آستانه بحران
در ورای هر تحلیل سیاسی، آنچه امروز بیش از هر چیز خود را نمایان می‌سازد، حقیقت تلخی‌ست که جمهوری اسلامی در مواجهه با بحران‌های داخلی و بین‌المللی، گزینه جنگ را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌مثابه فرصتی برای بقا برگزیده است. وعده نابودی اسرائیل، که سال‌هاست از تریبون‌های رسمی این حکومت بیان می‌شود، حالا با شتاب‌زدگی خطرناکی در مسیر تحقق نظامی پیش می‌رود؛ جنگی که بیش از آنکه تحقق یک وعده باشد، تلاشی‌ست برای فرار از سقوط قریب‌الوقوع.
جمهوری اسلامی در حالی به‌سوی رویارویی نظامی گام برمی‌دارد که ساختار سیاسی و اقتصادی کشور در آستانه فروپاشی قرار دارد. بی‌کفایتی مدیریتی، فساد سیستماتیک، بحران‌های اقتصادی، و نارضایتی فزاینده مردمی، رژیم را به مرز انفجار داخلی رسانده است. در چنین شرایطی، جنگ می‌تواند ابزاری برای سرکوب بیشتر، بستن راه‌های اعتراض، و حتی تعویق پاسخگویی به فجایع داخلی تلقی شود.
اما این توهم است که جنگ را پایان کار این حکومت بدانیم. آنانی که با امید به مداخله نظامی خارجی، به سقوط حکومت چشم دوخته‌اند، غافل‌اند از آن‌که خاکستر جنگ، نه‌تنها استبداد را خاموش نمی‌کند، بلکه بستری برای استمرار آن می‌سازد. و از سوی دیگر، آن گروه دیگر که در میان شعله‌های جنگ به شکلی رومانتیک از صلح سخن می‌گویند، نیز از واقعیت فرسنگ‌ها فاصله دارند. چگونه می‌توان از رژیمی که طناب دار همواره در میادین آن برای مردمش برپاست، انتظار صلح داشت؟
صلح واقعی تنها با حذف ریشه جنگ ممکن است؛ و ریشه جنگ در ساختار استبدادی و بحران‌ساز جمهوری اسلامی است. بنابراین، زمان آن رسیده که ابتکار عمل را از دستان این ماشین جنگ‌طلب خارج کرده و به دستان مردم بازگردانیم. باید پیش از آنکه خرابی‌های جنگ چهره نسل‌های آینده را نیز زخمی کند، به خیزش عمومی علیه این رژیم شکل داد.
واقعیت آن است که میان این نظام و مردم، اکنون دریایی از خون فاصله افتاده است. چه در خیابان‌های آبان، چه در زنجیره اعدام‌ها و چه در سرکوب اعتراضات زن، زندگی، آزادی – این شکاف خونبار هیچ‌گاه پرشدنی نیست. جناح‌های درونی نظام، در نهایت، تنها خواهان بقای خود در شکل و شمایلی دیگر هستند؛ هیچ‌کدام نماینده رهایی یا اصلاح نیستند. آرمان آزادی، کرامت انسانی و دموکراسی جز با پایان یافتن کامل این نظام تبهکار و بی‌کفایت محقق نخواهد شد.
نباید فراموش کرد که بیگانه، در هر لباس و پوشش، تنها در پی منافع خود است. آنان خواهان ایرانی ضعیف، ازهم‌گسیخته و وابسته هستند، نه کشوری آزاد و مستقل با مردمی آگاه. وظیفه ماست که برای رسیدن به آزادی، دمکراسی و کرامت انسانی، تنها بر نیروی مردم تکیه کنیم. باید از این فرصت تاریخی ملت بلازده، هوشمندانه بهره گرفت؛ بدون وابستگی به قدرت‌های خارجی و بدون پذیرش جنگی که هزینه‌اش جز فقر، ویرانی و استبداد مضاعف نیست.
جنگ و بیگانه، هر دو – در کنار رژیم – تنها فشار مضاعفی را بر مردم، زندانیان سیاسی و جامعه مدنی تحمیل خواهند کرد. این همان مثلثی است که می‌خواهد مردم را بین مرگ و استبداد مخیر سازد. اگر امروز با سعه‌صدر و سازماندهی مؤثر، از ابزارهایی همچون اعتصاب، اعتراض، نافرمانی مدنی و مقاومت  بهره‌ بگیریم، می‌توان با کمترین هزینه، سرنگونی این نظام را ممکن کرد.
توده مردم امروز چیزی برای از دست دادن ندارند؛ آنان همه‌چیز را از دست داده‌اند. نه رفاه، نه امنیت، نه امید، نه آینده. اما همین مردمی که در خاکستر بی‌عدالتی سوخته‌اند، می‌توانند به نیرویی برای تولد دوباره آزادی بدل شوند. رژیم جمهوری اسلامی برای بقای خود، از ویرانی وطن، از مرگ هزاران انسان، ابایی ندارد. بلکه حتی در توجیه آن می‌کوشد و مردم را به سپری برای ادامه حیات خود بدل می‌سازد.
از این رو، دیگر جای تردید و انفعال نیست. اکنون، این ما هستیم که باید برای یک‌بار هم که شده، بی‌هیچ تزلزل و دوگانگی، پایان این نظام ویرانگر را فریاد بزنیم. باید جنگی که میان مردم و رژیم جریان دارد را به دیگران وانگذاشت، بلکه با هوشمندی و اتحاد، آن را به سرانجام رساند.
اکنون زمان برخاستن است، نه نظاره. اکنون زمان عمل است، نه هورا کشیدن یا مرثیه‌سرایی. باید شعله‌ی خواست سرنگونی را از دل جامعه برافروخت، پیش از آنکه آتش جنگی دیگر، باز هم خرابه‌ای بر سر نسل‌های آینده برجای گذارد. جمهوری اسلامی تا هست، این چرخه مرگ و فقر پابرجاست. برای پایان آن، باید از
همین امروز ایستاد
خلاصه:
رژیم برای بقای خود، از ویرانی وطن ابایی ندارد
از کشتار هزاران انسان شرم ندارد.
بلکه آن را توجیه می‌کند،
و مردم را سپر بقای خود ساخته است
از این رو
امروز زمان تماشا نیست،
زمان عمل است
ما نمی‌خواهیم تماشاگر غرش توپ‌ها باشیم
نه فریب شعارهای پوچ را می‌خوریم
نه دل به خیالی خوش می‌کنیم که بیگانه ناجی ماست

نجات ما در دستان خود ماست
در اتحاد ما
در همبستگی ما
و در فریاد رسا و بی‌وقفه‌مان:
مرگ بر استبداد،
آزادی برای مردم،
و سرنگونی برای رژیم!

تا وقتی جمهوری اسلامی هست
فقر هست،
اعدام هست،
جنگ هست،
و زندگی نیست.
پس برخیزیم!
پیش از آنکه جنگ دیگری، ویرانی دیگری، نسل آینده‌مان را درهم شکند.
امروز وقت آن است که بگوییم:
نه به جنگ،
نه به جمهوری اسلامی،
آری به مردم،
آری به زندگی،
و آری به آزادی.
زن زندگی آزادی 

نه به اعدام: زنجیره مرگ را متوقف کنیم




نویسنده: بهروز اسدی – فعال حقوق بشر | ژوئن ۲۰۲۵

.اعدام، فقط گرفتن جان یک انسان نیست
.پس از هر اعدام، خانواده‌ای فرو می‌پاشد، جامعه‌ای زخم می‌خورد، و ترسی تازه در تار و پود اجتماع می‌نشیند

اعدام، ابزار عدالت نیست؛ سلاحی است برای سرکوب

اعدام در ایران دیگر «مجازات» نیست، بلکه «ابزار قدرت» است. با آماری نگران‌کننده از ۵۱۱ مورد اعدام طی پنج ماه نخست سال ۲۰۲۵ – و تنها بخشی از آن‌ها رسانه‌ای شده – حاکمیت نه عدالت، که خشونت ساختاری را بازتولید کرده است و بدون وقفه ادامه میدهد 

اعدام‌های امروز، پیام‌آور عدالت نیستند؛ آن‌ها بذر ترس می‌کارند،  و وجدان‌ها را هدف می‌گیرند و جامعه را ویران می‌سازند. اعدام‌ها دیگر «پایان یک پرونده» نیستند؛ بلکه آغاز زنجیره‌ای از رنج‌اند

دادگاه‌های بیداد، سرکوب کارگران و اعتراف‌های اجباری

از کارگران کامیون‌دار تا معترضان بی‌سلاح؛ سرکوب با تهدید، بازداشت، شکنجه و اعترافات اجباری ادامه دارد. رأی‌ها در  بیدادگاه‌هایی صادر می‌شود که نه قانون، بلکه ترس بر آن‌ها حاکم است.

آماری که هشدار می‌دهد

تنها در ماه مه ۲۰۲۵، دست‌کم ۱۵۲ اعدام انجام شده است

 چهار زن

پنج شهروند افغان
  نوزده شهروند بلوچ


بسیاری بدون وکیل مستقل، بدون دادگاه شفاف، و حتی بدون حق اعتراض اعدام شده‌اند. این‌ها جنایت‌هایی است که باید جهان ببیند و واکنش نشان دهد.

اعتصاب زندانیان: پژواکی از درون سیاه‌چال‌ها این رژیم تبهکار است
اکنون بیش از ۷۱ هفته است که زندانیان ۴۶زندان در ایران، سه‌شنبه‌ها اعتصاب غذا می‌کنند. آن‌ها از درون زندان، صدای خاموش‌شده‌ی هم‌بندی‌هایشان را می‌شنوند. این مبارزه خاموش، باید  تبدیل به فریادی جهانی  نه به اعدام شود.

قصاص: عدالت یا انتقام؟
یکی از تراژیک‌ترین ابعاد اعدام در ایران، تحمیل اجرای حکم به خانواده قربانیان است. مشارکت اجباری در مرگ، خانواده‌ها را به بخشی از چرخه خشونت تبدیل می‌کند. این عدالت نیست؛ عدالت انتقام‌محور است که وجدان عمومی را جریحه‌دار و جامعه را آلوده و مسموم می‌کند.

وظیفه ما: فرهنگ‌سازی، اعتراض و اقدام

فرهنگ «نه به اعدام، نه به قصاص» باید به مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، خانه‌ها و رسانه‌ها راه یابد. معلمان متعهد، روشنفکران، هنرمندان و فعالان اجتماعی باید آن را وظیفه‌ای اخلاقی بدانند. در جامعه‌ای که حاکمیت سیاسی-مذهبی فردیت را نفی می‌کند، ایستادن در برابر اعدام، ایستادن برای کرامت انسانی است.
برای بالابردن هزینه جمهوری‌اسلامی 
باید  از نهادهای بین‌المللی خواستار اعمال فشار های عملی شد
 بیانیه‌های رسمی، قوی و مداوم از سوی پارلمان‌ها علیه اعدام در ایران
ایجاد کارزار های کفالت های سیاسی از سیاستمداران ،هنرمندان  و شخصیت های با نفوذ جامعه در 
پزیرش  کفالت  افراد در معرض خطر  اعدام 

 فشار دیپلماتیک برای توقف فوری احکام اعدام، به‌ویژه در پرونده‌های فاقد شفافیت


 تحریم هدفمند مقاماتی که در صدور یا اجرای احکام اعدام نقش دارند.


ارجاع پرونده ایران به دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) برای بررسی «جنایت علیه بشریت» تحت ماده ۷ اساسنامه رم

اعدام، بحران داخلی نیست؛ تهدید نظم بین‌المللی است

اعدام‌های جاری در ایران تنها نقض حقوق بشر نیستند، بلکه حمله‌ای به اصول بنیادین حقوق بین‌الملل‌اند. هر روز تأخیر، جان بی‌گناهی را می‌گیرد.
اکنون زمان اقدام است

امروز، صدای خاموش‌شده‌ی صدها انسان، به پژواک جهانی نیاز دارد.
بیایید این صدا باشیم، پیش از آن‌که دیرشود

قطعنامه به مناسبت هفته جهانی اقدام علیه اعدام‌ها / فرانکفورت


 قطعنامه به مناسبت هفته جهانی از (هفدهم ماه مه تا بیست هفتم ماه مه ) اقدام علیه اعدام‌ها و در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران
انجمن  زن، زندگی، آزادی – آلمان، فرانکفورت
۱۷ ماه مه ۲۰۲۵
آلمان/ فرانکفورت 

 

انجمن زن زندگی آزادی المان در فرانکفورت، به‌عنوان جنبشی مدافع حقوق بشر که خود را به پاسداشت کرامت انسانی متعهد می‌داند، در برابر خشونت فزاینده و نقض نظام‌مند حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌کنیم
موج کنونی اعدام‌ها و بازداشت‌های خودسرانه زندانیان سیاسی به‌شکلی آشکار ناقض حقوق بین‌الملل است و به‌ویژه با مفاد «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی» (IPbpR) در تضاد است؛ میثاقی که ایران یکی از کشورهای عضو آن است
.مفاد ۶ (حق زندگی)، ۷ (منع شکنجه) و ۱۴ (حق دادرسی عادلانه) این میثاق هر روز در ایران نقض می‌شوند

: لذا ما محکوم می‌کنیم 

  استفاده هدفمند از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی – به‌ویژه علیه معترضان، کنشگران حقوق زنان،  هنرمندان، خبرنگاران، اقلیت‌های قومی و همه کسانی که برای ایرانی آزاد تلاش می‌کنند

 شکنجه های روحی و جسمی ، بدرفتاری و حبس انفرادی سیستماتیک زندانیان سیاسی که در شرایطی غیرانسانی در زندان‌های 
ایران نگهداری می‌شوند

 سرکوب غیرقانونی عقاید مخالف از طریق دادگاه‌های نمایشی، اعترافات اجباری و بی‌توجهی کامل به اصول دادرسی عادلانه
  

ما خواهان آن هستیم که

تمامی اعدام‌ها در جمهوری اسلامی ایران بلافاصله متوقف و همه زندانیان سیاسی بدون قید و شرط آزاد شوند


 عاملان این جنایات در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به دلیل ارتکاب جنایت علیه بشریت تحت پیگرد قضایی بین‌المللی قرار 
گیرند


 
. تمامی اعدام‌ها در جمهوری اسلامی ایران بلافاصله متوقف و همه زندانیان سیاسی بدون قید و شرط آزاد شوند
. عاملان این جنایات در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به دلیل ارتکاب جنایت علیه بشریت تحت پیگرد قضایی بین‌المللی قرار گیرند
. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) از سوی اتحادیه اروپا به‌عنوان سازمانی تروریستی شناخته شود تا منابع مالی، تحرک و نفوذ سیاسی و امنیتی و تروریستی  این نهاد سرکوبگر متوقف گردد
. سازوکارهای حقوق بین‌الملل توسط سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و دیگر نهادهای بین‌المللی برای تحقیق مستقل  و مستمر درباره جنایات حقوق بشری در ایران فعال گردد.
. از پناه‌جویان، فعالان در معرض خطر و خانواده‌های زندانیان سیاسیو دادخواهان به‌طور فعال حمایت شود – از جمله از طریق روندهای امن پناهندگی و حمایت کنسولی در کشورهای پیرامونی و پذیرش انان
. تحریم‌های قاطع سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک علیه تمامی افرادی که در سرکوب و خشونت علیه مردم ایران مشارکت دارند، اعمال گردد.
ما اعلام می‌کنیم
زمان آن فرا رسیده که عمل کنیم – نه اینکه سکوت کنیم
جهان نباید در برابر رژیمی که به‌شکل سازمان‌یافته زندگی، آزادی و کرامت شهروندانش را هدف قرار می‌دهد، چشم بپوشد
سکوت یعنی  هم‌دستی با یک رژیم تبهکار است
هر صدا، هر اقدام، هر اعتراض به هر شکل  اهمیت دارد
نه به اعدام – آری به زندگی
نه به استبداد – آری به قانون
نه به ترس – آری به آزادی
برای ایرانی دموکراتیک و شایسته انسان
فروم زن، زندگی، آزادی – آلمان، فرانکفورت


 

 

یانیه مطبوعاتی «انجمن زن، زندگی، آزادی»: جمهوری اسلامی ایران فعالیت‌های کنسولی خود را به‌ صورت خزنده در آلمان از سر گرفته است


بیانیه مطبوعاتی
از سوی انجمن زن، زندگی، آزادی
تاریخ: ۶ مه ۲۰۲۵
جمهوری اسلامی ایران فعالیت‌های کنسولی خود را به‌ صورت خزنده در آلمان از سر گرفته است
هشدار انجمن زن، زندگی، آزادی نسبت به بازگشت تدریجی ساختارهای سرکوب در خاک آلمان
فرانکفورت  – بنا بر اطلاعات دریافتی از سوی انجمن زن، زندگی، آزادی، جمهوری اسلامی ایران اخیراً اقدام به از سر گرفتن فعالیت‌های کنسولی خود در آلمان کرده است؛ این در حالیست که کنسولگری‌های ایران در هامبورگ، فرانکفورت و مونیخ ماه‌ها پیش بنا به دستور رسمی دولت آلمان بسته شده بودند. به تازگی فعالیت‌هایی در ساختمان کنسولگری پیشین ایران در هامبورگ مشاهده شده و گفته می‌شود برنامه مشابهی برای روز جمعه آینده در فرانکفورت نیز در دستور کار است.
وزارت امور خارجه آلمان در پاسخ به پرسش‌ها اعلام کرده است که این کنسولگری‌ها همچنان بطور رسمی بسته هستند، اما سفارت ایران در برلین از نظر حقوقی این اختیار را دارد که به‌ صورت موقت خدمات کنسولی را در نقاط مختلف ارائه دهد.
به گفته‌ی بهروز اسدی، سخنگوی انجمن زن، زندگی، آزادی، «آنچه اکنون شاهد آن هستیم، تلاشی خزنده برای بازگشایی مجدد کنسولگری‌ها با همراهی پنهان یا سکوت مقام‌های آلمانی است. این اماکن در گذشته نه تنها خدمات کنسولی ارائه نمی‌دادند، بلکه عمدتاً به‌ عنوان پوششی برای فعالیت‌های اطلاعاتی، امنیتی و تهدید و تعقیب مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور عمل می‌کردند.»
این انجمن ضمن هشدار نسبت به مخاطرات امنیتی و ضددموکراتیکی این روند، از دولت آلمان می‌خواهد که با هرگونه احیای زیرساخت‌های رژیم جمهوری اسلامی در خاک آلمان، که فراتر از امور کنسولی عمل می‌کنند، برخورد جدی و قاطع انجام دهد.
اسدی در ادامه می‌افزاید: «ما وظیفه داریم با صدای بلند اعلام کنیم: آنچه در این ساختمان‌ها اتفاق می‌افتد، صرفاً امور اداری و کنسولی نیست، بلکه بخشی از شبکه سازمانیافته‌ای است که منافع جمهوری اسلامی را در اروپا پیش می‌برد – نه منافع مردم ایران.»
انجمن زن، زندگی، آزادی از همه ایرانیان شریف و آزادیخواه دعوت می‌کند تا نسبت به این تحولات هوشیار باشند و با بازگشت تدریجی ساختارهای سرکوب رژیم در اروپا مقابله کنند. اطلاعات تکمیلی در صورت دریافت، در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.
از طرف انجمن زن، زندگی، آزادی
بهروز اسدی

 
چهارشنبه ۱۶آوریل (۲۷فروردین۱۴۰۴) هشتادمین سالروز «مقاومت  در دوسلدورف» بود. در ۱۶آوریل۱۹۴۵گروهی از شهروندان مخالف رژیم نازی در دوسلدورف تلاش کردند با بازداشت «آگوست کورنگ»، رییس پلیس نازی و تلاش برای مذاکره با نیروهای متفقین، دوسلدورف را بدون درگیری، تلفات انسانی و تخریب بیشتر تسلیم نیروهای آمریکایی کنند. طرح آن‌ها اما توسط نیروهای وفادار به ارتش نازی لو رفت و برخی از اعضای گروه مقاومت بازداشت و در یک دادگاه صحرایی تنها چند ساعت پیش از ورود نیروهای آمریکایی به شهر اعدام شدند
بهروز اسدی، فعال حقوق بشر ساکن آلمان همزمان با هشتادمین سال گرامی‌داشت یادبود گروه مقاومت دوسلدورف در یادداشتی به مقایسه آن‌چه در آوریل۱۹۴۵ در دوسلدورف گذشته و آن‌چه در ایران امروز می‌گذرد، پرداخته است
متن کامل یادداشت این فعال حقوق بشر را در زیر می‌خوانید 



 
۱۶آوریل۱۹۴۵ یکی از تاریک‌ترین روزهای تاریخ  شهر دوسلدورف در آلمان است. روز که رژیم نازی، با خشونت تمام، علیه یک گروه مقاومت داخلی اقدام کرد. این گروه با هدف جلوگیری از خونریزی بیشتر و حمله گسترده نیروهای متفقین، برخی از مسوولان اصلی رژیم را در ساختمان پلیس بازداشت کرده بود. این اقدام از فوریه۱۹۴۵ با دقت برنامه‌ریزی شده بود
۱۶آوریل۱۹۴۵، روزی بود که انسان‌هایی شجاع در دوسلدورف جان خود را به خطر انداختند تا چنگال رژیم نازی را از گلوی شهرشان باز کنند. آنان با هدف جلوگیری از خونریزی بیشتر، مقامات نازی را در ساختمان پلیس بازداشت کردند. اما آن‌چه نصیب‌شان شد، خیانت، دادگاه صحرایی و گلوله بود. آنان آزادی را ندیدند، اما وجدان تاریخ را بیدار کردند
امروز، دهه‌ها بعد، در گوشه‌ای دیگر از جهان، مردم ایران همان کابوس را در شکل دیگر تجربه می‌کنند. این‌بار، نه به نام نژاد، بلکه به نام دین و ایدئولوژی؛ نه با یونیفرم نازی، بلکه با عبای قدرت
در ایران، ده‌ها هزار زندانی سیاسی در زندان‌هایی چون اوین، رجایی‌شهر، قرچک، عادل‌آباد شیراز، و وکیل‌آباد مشهد زیر شکنجه، انفرادی، تحقیر و اعدام قرار دارند. اما مقاومت تنها در خیابان‌ها نیست. زندان‌ها خود کانون‌های اعتراض‌اند
این هفته در چهل زندان در سراسر ایران سه‌شنبه‌های اعتراضی نه به اعدام برگزار کردند
– در عادل‌آباد شیراز، زندانیان عقیدتی با اعتصاب غذا، با نوشتن بیانیه‌های مخفیانه و با آموزش حقوق انسانی به هم‌بندی‌ها، ایستاده‌اند
– در مشهد و تهران، صدای زندانیان زن، مادران داغ‌دار، نویسندگان و فعالان کارگری، در دیوارهای ضخیم زندان پژواک می‌شود
– آنان که شکنجه می‌شوند، سکوت نمی‌کنند؛ آنان که تحقیر می‌شوند، تسلیم نمی‌شوند
این همان صدایی‌ست که در ۱۹۴۵ هم وجود داشت
این همان اراده‌ای‌ست که رژیم‌ها نمی‌توانند آن را در هم شکنند
چه در زندان‌های مخوف نازی و چه در سلول‌های جمهوری اسلامی، شکنجه‌گران یک هدف دارند: خاموش‌کردن صداها
اما مقاومت، به هر شکل، بازمی‌گردد، در نگاه، در دست‌نوشته‌ها، در سکوتی که فریاد شده است
در آلمان، جامعه بالاخره اعتراف کرد
جنایت علیه بشریت فقط مربوط به گذشته نیست، مربوط به وجدان حال است
در ایران نیز، روزی این اعتراف رسمی خواهد شد، اما آن روز فقط زمانی فرا می‌رسد که ما امروز سکوت نکنیم
این دو دوران، گذشته‌ تاریک آلمان و حالِ تاریک ایران، دو روی یک حقیقت‌اند
دیکتاتوری، فارغ از نام و شکل، بر اساس جنایت، ترس و دروغ بنا شده است و مقاومت، فارغ از زمان و مکان، بر پایه‌ وجدان، امید و فریاد
ما امروز وظیفه داریم
– به یاد جان‌باختگان ۱۹۴۵ و ۱۴۰۱
– به احترام مادران دادخواه
– به نام زندانیانی که حتی حق نور روز ندارند
– به امید نسلی که آزادی را می‌طلبد
بگوییم
نه به فراموشی
نه به سکوت
نه به دیکتاتوری
نه به اعدام
آری به دادخواهی
آری به مقاومت
آری به انسان
ما ادامه‌ صدای آنانی هستیم که دیگر زنده نیستند
ما مسئوولیم، امروز و فردا 

Pressemitteilung

 

Keine Hinrichtungen im Iran!
Das Regime im Iran versucht mit allen Mitteln jeglichen Schrei nach Demokratie und Freiheit zu bekämpfen. Aber der Widerstand des Iranischen Volkes hält an! Eine Revolution hat bereits begonnen, angefacht durch den grausamen Tod von Mahsa / Gina Amini. Unter der entstandenen Manifestation Frauen – Leben – Freiheit stehen wir gemeinsam für eine bessere Zukunft im Iran ein.
Der aktuelle Widerstand ist zu einem permanenten Kampf geworden. Die Menschen sind in ihrem Handeln fest entschlossen, alles gegen dieses totalitäre und mörderische Terrorregime zu tun. Deshalb ist es sehr wichtig, alles zur Unterstützung dieser Menschen beizutragen und deren Botschaft in der Welt zu verbreiten. Wir müssen alle an der Seite der mutigen Iraner*innen stehen, die für Freiheit, Demokratie und Menschenrechte aufgestanden sind.
Hinrichtungen sind zu einem normalen Tagesordnungspunkt des Regimes geworden. Der Iran führt die Liste der Exekutionen weltweit an. Wir sind gegen jegliche Form der Hinrichtung und verurteilen dies aufs allerschärfste! Die Weltgemeinschaft schaut jedoch ohne jegliche Proteste einfach dabei zu, wie Menschen im Iran ermordet werden.
Lippenbekenntnisse reichen nicht aus!
Es ist die Zeit gekommen, ehrlich zu sich selbst zu sein und die Menschenrechte nicht immer nur zu predigen, sondern diese auch durchzusetzen. Das Iranische Regime muss öffentlich und mit aller Deutlichkeit dazu aufgefordert werden, alle politischen Gefangenen unverzüglich frei zu lassen und die Hinrichtungen sofort ein zu stellen.
Durch dieses Verhalten wird einmal mehr deutlich, dass das Iranische Regime machen kann was es will. Brutalste Gewalt, Entführungen und Morde und Hinrichtungen werden scheinbar geduldet!
Es ist die Zeit gekommen, Klarheit über die Einstellung gegenüber diesem Regime zu schaffen. Es besitzt keine Legitimität mehr und repräsentiert nicht das Iranische Volk! Jegliche wirtschaftlichen, politischen oder geheimdienstlichen Deals können und werden wir nicht mehr akzeptieren und aufs schärfste verurteilen. Das Iranische Volk wird sich auch in Zukunft an das jetzige Handeln erinnern, sowohl an die positiven, als auch besonders an die negativen Vorgänge!
Abschließend unsere allgemeinen Forderungen:
Wir sagen ganz klar NEIN zu jeglichen Hinrichtungen im Iran und fordern deren sofortige Einstellung!
Wir fordern die sofortige Freilassung von allen politischen Gefangen im Iran!



Pressemitteilung 


 

Die Menschen im Iran wollen keinen Krieg, Sie wollen sozialen Frieden in der Region.

Das geht nur mit einem Ende des Regimes.

 

Es ist seit langem bekannt, dass das iranische Regime eine wichtige Rolle im Nahostkonflikt spielt und den Hass und die Wut vieler Menschen in anderen Ländern gegen den Staat Israel schürt. 

 

Die Folge sind Stellvertreterkriege zwischen Israel und vom Iran unterstützten Terrorgruppen. Die Unterstützung der Hamas, der Hisbollah und anderer Gruppen wird dabei von den iranischen Revolutionsgarden übernommen. 

 

Eine Einheit, die nicht nur den Terror nach außen trägt, sondern auch die eigene Bevölkerung terrorisiert. 

 

Gerade in diesem neuen Höhepunkt des Konflikts mit dem Iran müssen die Menschen im Ausland erfahren, dass die Menschen im Iran genauso unter dem islamistischen Regime leiden. 

 

Immer wieder werden Menschen auf der Straße von den Revolutionsgarden und der SITTEN - POLIZEI verhaftet und erschossen, Frauen massiv unter Druck gesetzt und Menschen aus fadenscheinigen Gründen zum Tode verurteilt. 

 

Laut Amnesty International wurden allein im Jahr 2023 über 800 Menschen hingerichtet.

 

Die Menschen leiden genauso wie alle anderen unter der Aggressivität und Bösartigkeit der Mullahs und der Schergen des Regimes, die ihre Macht und ihren Reichtum erhalten und nicht für ihre Verbrechen verurteilt werden wollen.

 

Die Islamische Republik ist auf dieses politische Manöver angewiesen, um sein Regime zu legitimieren und auch, um beispielsweise einem potenziellen Machtverlust vorzubeugen.

 

Es ist an der Zeit, dass der Westen die Menschen und nicht das Regime als Iran betrachtet und das Regime für seine Verbrechen konsequent bestraft.

 

Das Wichtigste ist, dass der Westen, Deutschland, die EU und die UNO die Revolutionsgarden als Terrororganisation einstufen und ihre Mitglieder auch so behandeln. Das ist einer der wichtigsten Schritte, um den Terror und die Eskalation im Nahen Osten einzudämmen. 

 

Darüber hinaus muss alles getan werden, damit keine Unschuldigen in einen eskalierenden Krieg hineingezogen werden und auf andere Menschen schießen müssen. 

 

 

 

Viele unschuldige Menschen stehen auf den Tötungslisten des Regimes. Allein seit Januar 2024 wurden 98 Menschen hingerichtet! Dies macht die traurige Bilanz dieses Regimes nur noch einmal mehr deutlich.

 

Aufgrund dieser Hinrichtungen sind einige Frauen in mehreren Gefängnissen im Iran in Hungerstreik getreten.

 

 

Dieses menschenfeindliche Regime darf nicht mehr toleriert werden!

 

Das iranische Volk steht zusammen und geschlossen unter dem Manifest: 

Frau – Leben – Freiheit!

 

Trotz Terror, Verhaftungen und massiver Militärpräsenz lebt die Bewegung im Namen von Jina Mahsa Amini weiter und kämpft für Freiheit und Demokratie im Iran!

 

 

 

 

 

 


 

 

Offener Brief                                                        

Offener Brief zur „Al-Quds-Demo“ in Frankfurt am Main am 06. April 2024

An den Ministerpräsidenten vom Bundesland Hessen, Herrn Boris Rhein 

und den Oberbürgermeister der Stadt Frankfurt am Main, Herrn Mike Josef.

Wir als Exiliraner*innen setzen uns für Demokratie, Menschenrechte und die Freiheit im Iran ein. Wir stehen als Solidaritätskomitee aus Frankfurt am Main, Mainz und Wiesbaden eng an der Seite der mutigen Iraner*innen, die unter dem Manifest Frau – Leben – Freiheit für eine bessere Zukunft im Iran protestieren. Auch deswegen sind wir seit mittlerweile fast eineinhalb Jahren jeden Samstag in Frankfurt auf der Straße und bringen unsere Anteilnahme und Solidarität zum Ausdruck. 

Auch sehen wir uns als große Verfechter der Meinungs- und Versammlungsfreiheit in der Bundesrepublik Deutschland und halten diese wichtigen Grundrechte für unabdingbar in einer funktionierenden Demokratie. Was sich jedoch am 06. April 2024 auf den Straßen in Frankfurt am Main abgespielt hat, können wir so nicht stehen lassen und müssen intervenieren. Die Parolen und Statements, die an diesem Tag unter dem Deckmantel einer „Al-Quds-Demo“ skandiert wurden, haben mit demokratischen Werten und Regeln nichts gemein. 

Wir fragen uns nun, weshalb solche Kundgebungen im Vorhinein überhaupt genehmigt und von den Sicherheitsbehörden als ungefährlich eingestuft werden können. Wie konnte eine Erlaubnis erteilt werden, das Bilder von nachweislichen Tätern in aller Öffentlichkeit zur Schau gestellt werden dürfen, die für abertausende Verhaftungen, Folterungen, Hinrichtungen und Morde im Iran verantwortlich sind? 

Bei den Demonstrationen am vergangenen Samstag wurden Bilder von den geistlichen Führern und Vertretern der Revolutionsgarden der Islamischen Republik getragen und verehrt. Dies stellt unserer Meinung nach einen Widerspruch in sich dar und deutet auf eine Politik mit doppelten Standards hin. Wir sind sehr dankbar, dass wir jeden Samstag in Frankfurt auftreten und unsere Überzeugungen hinsichtlich der Lage im Iran kundtun dürfen. Wie sollen wir nun jedoch damit umgehen, wenn unter einem Deckmantel die Propaganda vor der wir warnen, ohne große Einschränkungen auf unseren Straßen Einzug hält? 

Die Islamische Republik soll durch solche Vorhaben indirekt in einem besseren Licht dargestellt werden. Identische Aktionen werden immer wieder durch die 

Außenstelle Revoltionsgarden der so genannten „Al-Quds-Brigaden“ durchgeführt, die als verlängerter Arm des Regimes im Ausland alles versuchen, um die Taten ihres Staates zu leugnen und zu beschönigen. Diese sind auch besonders im Nahen Osten aktiv, wo sie mit den so genannten „Proxie-Gruppen“ eng zusammenarbeiten. Dort wird seit dem Jahr 1979 an der von Ayatollah Khomeini ausgerufenen Vernichtung Israels gearbeitet. 

Wir stehen für die Demokratie ein und sehen Veranstaltungen, die mit solchen Absichten abgehalten und politisch missbraucht werden äußerst kritisch. Die Gesellschaft wird durch die Legitimation solcher Kundgebungen aktiv weiter gespalten und der soziale Frieden wird bedroht. Die Stadt Frankfurt am Main mit seiner Paulskirche als einem der Schlüsselorte für die deutsche Demokratie hat dies nicht nötig. 

Daher appellieren wir an Sie, bleiben Sie an der Seite des freiheitsliebenden und demokratischen iranischen Volkes! Geben Sie Veranstaltungen und Kundgebungen, bei denen sich regimetreue Anhänger*innen aktiv antidemokratisch und antisemitisch äußern, keine Bühne mehr. Behördliche Verbote sind von äußerster Wichtigkeit für eine wehrhafte Demokratie und senden ein Zeichen an die Menschen, die auf den Straßen im Iran ihr Leben aufs Spiel setzen, um wirklich etwas zu verändern. 

Die UN-Menschenrechtskommission hat die Beobachtung des Irans nun einmal mehr verlängert, da es ausreichend Beweismaterial über die Taten des iranischen Regimes sammeln konnte. Der geistliche Führer und sein gesamter Apparat gehen Tag für Tag gegen die eigene Bevölkerung mit äußerster Brutalität vor. Tausende Menschen sind nachweislich Zeug*innen, Kläger*innen und Opfer!

Die Zeit des Schweigens muss endlich ein Ende haben, denn es braucht konkrete Taten gegen dieses unmenschliche Regime. Bitte schließen Sie sich dem an und wenden sich von den bisherigen doppelten Standards gegenüber der Islamischen Republik ab. Nur so kann eine glaubwürdige Politik für Demokratie und Menschenrechte erwachsen. Bitte weisen Sie auch Ihre Behörden an, bei dieser Thematik die Stimmen des gesamten iranischen Volkes zu betrachten und nicht nur von ein paar lauten Gruppen und ihren Anhänger*innen. 

Der Al-Quds Tag ist allseits bekannt als Tag der Rache, an dem alle Gegner*innen des Regimes bekämpft werden sollen und die Unterdrückung der iranischen Bevölkerung gerechtfertigt wird. Demonstrationen unter so einem Anlass sollten unserer Meinung nach keinen Platz in unserer Gesellschaft finden. 

Wir fordern alle interessierten Menschen, Hilfs- und Menschenrechtsorganisationen und die Presse dazu auf, über dieses Thema zu berichten. Machen Sie sich auch gerne selbst ein Bild und kommen Sie Samstags zu einer Veranstaltung der freiheits- und demokratieliebenden Iraner*innen. Bei diesen Kundgebungen erhalten Sie Informationen und Eindrücke, die die wirkliche Situation im Iran aufzeigen. Der Protest gegen die Islamische Republik unter dem Manifest Frau – Leben – Freiheit steht bei uns immer an erster Stelle!            

 

Mit freundlichen Grüßen

Solidarität der iranischen Revolution

Kopie;

Presse   /BAMF   / Bundesregierung   /      Fraktionen

Menschenrecht Organisationen.org                                    


Pressemitteilung


Im Namen von Regenbogengott,
Im Namen von Khodanour, Mahsa, Kian,
Im Namen von Frau, Leben, Freiheit,
Im Namen von Mahmonir, die vor zehn Jahren Kian auf die Welt gebracht hat.

 

Heute stehen wir auf Wunsch von Mahmonir hier, um den Geburtstag von Kian zu feiern. 

Kian war erst 9 Jahre alt, als die Schergen der islamischen Revolutionsgarde ihm das Leben genommen haben. Er war ein hochbegabter Junge. Ein Junge voller Leben und Elan. Er liebte die Natur und die Bäume und würde gerne ein Robotik-Ingenieur werden und bei NASA arbeiten. Sein Traum war auf den Mars zu fliegen. 

An einem düsteren Novemberabend, als Kian mit seiner Familie von einem Besuch bei der Oma nach Izeh zurückfuhren, haben die Soldaten des Diktators das Auto der Familie attackiert. Kians Vater wurde lebenslang invalide und Kian ist von uns gegangen.

Nun steht Mahmonir da ohne ihr geliebtes Kind, aber stärker und mutiger dann je, kämpft sie weiter für Gerechtigkeit und wünscht sich, dass Kians Geburtstag, ein schöner Tag für alle Kinder auf der Welt wird. 

In Erinnerung an Kian und sein kurzes, aber glorreiches Leben widmen wir unser heutiges Programm Kian und allen Kindern, in der Hoffnung einer Welt ohne Krieg und Raketen, ohne Rassismus und Diskriminierung; in der Hoffnung einer Welt voller Frieden und Freundschaft.

 

Happy Birthday lieber Kian! Wir lieben dich! Wir ehren dich! 

Wir vergessen Dich nie und sind in Gedanken bei deiner Familie!

 

Wir vergessen nicht, Wir vergeben nicht!


Pressemitteilung


umstrittenen Austausch


Menschenrechte sind universell, gelten also überall und für alle Menschen. Sie sind unveräußerlich, können also nicht freiwillig aufgegeben oder abgetreten werden. Und sie sind unteilbar, man kann also nicht ein Recht auf Kosten eines anderen verwirklichen.

Und was gerade passiert ist, ist genau das Gegenteil: Die Verwirklichung der Freiheit von einem belgischen Entwicklungshelfer, Van de Casteele, bei einem umstrittenen Austausch, bei dem, ein in Belgien inhaftierter iranischer Terrorist, Assadi, freigelassen wurde. Belgischer Regierungschef beschreibt die Haftbedingungen von Van de Casteele als „unerträglich“. Und das ist der Status Que eines Volkes unter islamischen Regimes seit 44 Jahren; nämlich „unerträglich“. 

Assadi ist ein Mitarbeiter des iranischen Geheimdienstes, zu dessen Aufgaben die Beobachtung und Bekämpfung oppositioneller Gruppierungen innerhalb und außerhalb des Irans gehört. Seine Freilassung ist eine Ohrfeige ins Gesicht des iranischen Volkes und aller Menschenrechtskämpfer. Denn es zeigt, dass Menschenrechte in der Realität weder universell noch unteilbar sind.  Der Fall Assadi ist ein Beispiel der terroristischen Aktivitäten des iranischen Geheimdienstes in Europa. Und was die belgische Regierung getan hat, ist die offizielle Unterstützung eines brutalen Regimes, das innerhalb des Landes unschuldige Menschen verhaftet, foltert und hinrichtet, und außerhalb des Landes Terrorakte organisiert. Ein Regime, das die Grenzen der Barbarei neu definiert und Menschen in der Öffentlichkeit erhängt. Letzte Woche wurde ein Mann in der Öffentlichkeit in der Stadt Maraghe erhängt. Und Präsident Macron jubelt über die Freilassung zweier Französen, und schweigt aber über die Menschenrechtsverletzungen, die das Regime an dem iranischen Volk ausübt. 

Alle sechs Stunden wird ein Mensch im Iran durch den Terrorstaat getötet. Der oberste Gerichtshof hat erneut die Todesurteile vieler Demonstranten bestätigt und diese Menschen können jederzeit hingerichtet werden. Die Dimensionen der Brutalität dieses Regimes hat keine Grenze. Zwei junge Afghane sind ebenfalls mit der Hinrichtung in der Öffentlichkeit bedroht. Wir warnen: In der heutigen Welt, wo durch soziale Medien alle Menschen vernetzt sind und die Nachrichten binnen Sekunden rund um den Globus verbreitet werden, provozieren solche Handlungen nur die Barbarei, den Rassismus und Gewalt in der ganzen Welt. 

Das iranische Volk ist seit 44 Jahren und besonders in den letzten acht Monaten im Kampf, gegen ein solches Regime, das nur für Brutalität, und Bosheit nicht nur im Iran, sondern weltweit gesorgt hat; im Iraq, Syrien, Jemen, Ukraine. Und nun haben wir, Iraner*innen, kein anderes Ziel als diese Grausamkeit ein Ende zu geben. Bedauerlicherweise haben die großen Machthaber der Welt nur ihre wirtschaftlichen Profite verfolgt. Denn wie schon erwähnt, in der Realität sind die Menschenrechte doch nicht universell und doch teilbar.  

Wir wenden uns heute an alle unseren Mitbürger, die sich für Frieden und Freiheit der Menschen einsetzen, an der Seite der unschuldigen Menschen im Iran zu stehen. Seien Sie unsere Stimme, die Stimme eines Volkes, dass nichts anders als den Willen für die Freiheit zur Verteidigung seiner Existenz hat.

Nicht destotrotz wiederholen wir unsere Forderungen an die westlichen Regierungen: Beenden Sie die Unterstützung dieses Regimes im Namen von wirtschaftlichen Abkommen. Listen Sie endlich IRGC als Terrororganisation auf und beenden Sie die Heuchelei im Namen der Menschenrechte. Handeln Sie, bevor die Metastasen dieses Krebsgeschwürs, namens islamischer Republik, Europa erreicht. 

 

 

 20.05.2023


Pressemitteilung


Im Namen von Frau, Leben, Freiheit,


Liebe Freundinnen und Freunde, 

„Als die Nazis die Kommunisten holten, habe ich geschwiegen; ich war ja kein Kommunist. Als sie die Sozialdemokraten einsperrten, habe ich geschwiegen; ich war ja kein Sozialdemokrat. Als sie die Juden holten, habe ich geschwiegen; ich war ja kein Jude. Als sie mich holten, gab es keinen mehr, der protestierte.“ So sprach Martin Niemöller, der Widerstandskämpfer gegen den Nationalsozialismus.
 und der Diktator holt uns, einen nach dem Anderen! Er nimmt uns fest, foltert, vergewaltigt, und vergiftet uns.

Es ist nun höchste Zeit, dass wir uns alle vereinigen, unabhängig davon, wie wir uns politisch einrichten, sonst bleibt kein freier Mensch mehr, der für die Freiheit aufsteht.

„Das Einzige, was schöner ist als die Freiheit selbst, ist für die Freiheit einzustehen.“ So sagte unsere unermüdliche Sepideh Reshnou letzte Woche, als sie ein Bild von sich ohne Kopftuch veröffentlichte, um ihre Resistenz gegen das autoritäre System zu zeigen.

Und solidarisch mit unseren Landleute stehen wir wieder hier um ihre Stimme zu sein und um die Welt über Ungerechtigkeiten, die die islamische Regierung an dem iranischen Volk ausübt zu informieren. 

Das diktatorische Regime im Iran hat allein in der letzten Woche mindestens 17 Menschen hingerichtet. Unter anderem zwei junge Männer, mit dem Vorwurf den Propheten Mohammed beleidigt zu haben, und drei weitere unschuldige junge Männer in Isfahan, die unter Folterung zu Geständnisse gezwungen wurden.  Insgesamt wurden fast 600 Menschen im letzten Jahr in Iran hingerichtet. Menschenrechtsorganisationen sind machtlos und Politiker verfolgen ihre wirtschaftlichen Interessen. UN-Organisationen schweigen nicht nur, sondern ernennen einen iranischen Diplomaten zum Vorsitzenden des Sozialforums 2023. Das ist nicht nur eine Schande, sondern ein Skandal in der Geschichte von UN!

Unsere feministische Außenpolitikerin reist nach Saudi-Arabien ein, die nach dem Iran am Meisten Hinrichtungen vollsteckt hat und anschließend lässt sie sich in Katar empfangen, einem Land, das wegen Menschenrechtsverletzungen kritisiert wird. 

Das ist nur Heuchelei, frei herum zu plappern und es als feministisch, politisch oder wirtschaftlich zu bezeichnen. 

Die Doppelmoral der ersten Welt hat nun ein Gipfel erreicht, der nicht zu verzeihen ist.

Das islamische Regime geht insbesondere in den Provinzen Kurdistan, Khuzestan und Belutschistan hart gegen Aktivisten vor. Im Hinblick auf die Erfahrung von Bashar Al Assad drängt das islamische Regime den Iran in einen nationalen Krieg, um an der Macht zu bleiben, und gleichzeitig droht es Europa einerseits mit einer Flüchtlingskrise, die größer sein wird als der Syrienkrieg und anderseits besticht es den Westen hinter den Kulissen mit günstigen wirtschaftlichen Abkommen.

Das Regime hat zahlreiche internationale Abkommen und Menschenrechtsnormen unterzeichnet, aber seine Politik gegenüber Minderheiten insbesondere religiöser und ethnischer Minderheiten hat sich nicht verändert.

Der Ursprung der Mahsa-Revolution liegt in einem langanhaltenden Prozess, der bei der grünen Bewegung 2009 einen Wendepunkt und im November 2019 einen weiteren Höhepunkt erreicht hat. Seitdem ist die Zivilgesellschaft ein starker Baumstamm für jegliche Bewegung, aber was nun wichtig ist, ist, dass ein neuer Machtakteur die Regie übernimmt und die Spielregeln ändert, nämlich die Generation Z im Iran. 

Eine Generation, die kein anderes Ziel hat als einen grundlegenden, nachhaltigen Strukturwandel in diesem System zu gestalten. Dieser Generation ist bewusst, in was sie will.  Um sie in Verwirklichung ihrer Ziele zu unterstützen, sollen wir, Iraner, uns vereinigen. Insbesondere sollten wir uns vor allen Oppositionelle hüten, die offenbar das Regime stürzen wollen, sich aber durch Spaltung in Opposition mit nichts Geringerem als der Syrisierung Irans begnügen! Iran gehört allen Iranern unabhängig ihrer politischen Orientierung, ihrer Ethnie und ihrer Religion. Wir haben nur einen gemeinsamen Feind und das ist die fanatische islamische Diktatur- Lasst uns zusammen kämpfen. Lasst uns einig sein. Vermeidet die nutzlosen Diskussionen und sich gegenseitig mit Vorwürfen wie „Korrupte Generation 79“, „Linken“ und „Rechten“ zu etikettieren. 

Hoch lebe die Freiheit, hoch lebe die Demokratie!

 

21.Mai.2023





Pressemitteilung


Initiative zur Unterstützung schwerverletzter Iraner*innen, die in Drittstaaten geflohen sind 


angesichts der dramatischen Situation von Menschen, die bei den Protesten gegen das iranische Regime schwer verletzt worden sind und großenteils ohne die Möglichkeit einer Weiterbehandlung ihrer Wunden in Nachbarstaaten des Iran Zuflucht gefunden haben, möchten wir eine Initiative zur Unterstützung der Betroffenen starten. Ziel ist die Aufnahme der Betroffenen in EU-Staaten zum Zwecke ihrer Weiterbehandlung. 

  

Wir - das sind die Unterzeichner*innen dieses Schreibens, die wir als ehren- oder hauptamtlich Tätige jetzt schon mit Fällen dieser Art und der Not der Betroffenen konfrontiert sind. Verwandte und Unterstützer*innen berichteten uns, wie verzweifelt sie nach Möglichkeiten suchen, eine Weiterbehandlung zu ermöglichen. Oft geht es darum, bleibende Folgen schwerer Verletzungen zu minimieren, nicht selten darum zu verhindern, dass Menschen dauerhaft behindert bleiben oder ihr Augenlicht verlieren. Menschenrechtler*innen sprechen davon, dass das Regime gezielt Blendung als Kriegswaffe einsetze. 

  

Was wissen wir? 

Seit Monaten bekämpft das iranische Regime die Protestbewegung mit zunehmender Brutalität. Gegen Demonstrierende werden neben tödlichen Schusswaffen häufig Druckluft- und Schrotgewehre mit unterschiedlichen Projektilen eingesetzt, die ebenfalls tödlich wirken können, zumeist aber zu schweren Verletzungen führen. Es wird häufig gezielt auf die Köpfe Protestierender geschossen, was oft zu schweren Augenverletzungen führt. In vielen Fällen sind die Verletzten Frauen, die bei den Protesten eine zentrale Rolle spielen. 

  

Erstbehandlungen werden durchaus in iranischen Krankenhäusern durchgeführt, wobei die Ärztinnen und Ärzte selbst erhebliche Risiken in Kauf nehmen und bedroht werden. Daneben gibt es informelle Hilfseinrichtungen, die tun, was sie können. Aufwendige Operationen, die erhebliche Risiken beinhalten, sind jedoch meist nicht möglich. Nach den aus der Erstbehandlung Entlassenen suchen die iranischen "Sicherheitskräfte". Sichtbar Verletzte werden z.T. auf offener Straße aufgegriffen. 

  

Wie viele sind wo? 

Viele Betroffene haben sich dieser Bedrohung durch die Flucht in Drittstaaten entzogen, in die sie ohne Visum einreisen können. In der Regel finden sie dort keine Möglichkeiten, sich weiterbehandeln zu lassen und die ärztlich dringend indizierten Operationen vornehmen zu lassen. Uns sind Fallmeldungen aus Tadschikistan, Georgien, Armenien, Aserbaidschan und der Türkei bekannt. Die meisten Fälle gibt es offenbar in der Türkei. Einige haben auf eigene Faust EU-Staaten erreicht. 

Iranische Oppositionskreise schätzen die Zahl allein der schwer am Auge verletzten Personen auf bis zu Ca. 1000. Wie viele Menschen sich in Drittstaaten aufhalten, lässt sich schwer einschätzen, zumal vielen die Flucht außer Landes (noch) nicht gelungen ist. Wir gehen davon aus, dass es einige Hundert Menschen sind, die dringend auf Hilfe angewiesen sind, die vor Ort kaum geleistet werden kann. Im Hauptaufnahme land Türkei ist das medizinische System durch die Folgen des schweren Erdbebens auf absehbare Zeit hinaus überlastet, sein Wiederaufbau ein Projekt von unabsehbarer Dauer.  

  

Die Forderung: Was muss passieren? 

Wir fordern die EU-Staaten auf, Schwerverletzte mit dringendem Weiterbehandlungs bedarf, insbesondere aus der Türkei, in einem schnellen und unbürokratischen Verfahren aufzunehmen und die adäquate Versorgung der Verletzungen zu ermöglichen. Nur unverzügliches Handeln verhindert, dass Menschen, deren Wunden behandelbar wären, durch eine verzögerte oder unerreichbare Behandlung auf Dauer geschädigt werden, ihr Augenlicht verlieren oder in einigen Fällen sogar sterben könnten. Die Sympathie, die die Staaten der EU gegenüber der iranischen Protestbewegung gezeigt haben, muss die Bereitschaft einschließen, den Opfern konkret zu helfen, wo dies aktuell möglich ist. Ein kleiner Teil der Opfer schafft es ins Ausland, trotz der vielen Risiken und hohen Kosten. Der Großteil der unschuldigen Opfer sitzt weiterhin im Iran mit eingeschränkten Möglichkeiten fest. Diese sind dringend auf Humanitäre Hilfe angewiesen und eine Behandlung im Ausland muss möglich gemacht werden. Ein Humanitäres Visum, welches durch die verschiedenen EU-Botschaften zur Behandlung ausgestellt werden könnte, wäre auch ein wichtiger Schritt in die richtige Richtung. 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

Wie geht es weiter? Wir möchten den Inhalt dieses Schreibens, mit geringen Änderungen, in Form eines Aufrufes an die Regierungen der EU-Staaten richten und ihn entsprechend publizieren lassen. Wir halten es für wünschenswert, wenn sich möglichst viele Unterzeichner*innen aus dem Spektrum der medizinischen Berufe finden. Zwar ist es nicht allein Sache der Mediziner*innen, für Patientinnen und Patienten das Nötigste zu tun, sondern die Aufgabe aller Engagierten. Aber: Die Stimme der Ärztinnen und Ärzte wiegt schwer - auch in EU-Staaten, die ansonsten zur Aufnahme von Flüchtlingen nicht bereit sind. Natürlich haben wir nichts dagegen, wenn NGOs, Kirchen u.a. die Sache unterstützen, aber die Initialzündung aus diesem Bereich scheint uns sehr wichtig. 

 

Wenn Sie die Forderung nach Aufnahme unterstützen wollen 

dann erklären Sie Ihre Unterstützung, indem Sie uns dies per Mail an [email protected] mitteilen. 

  

Wir freuen uns über konstruktive Anregungen zum Aufruftext. Bitte schicken Sie aber keine ToDo-Listen zum Gesamtthema der Unterstützung der iranischen Protestbewegung. Klar ist: Der Aufruf betrifft das Schicksal einer begrenzten Gruppe derer, die Solidarität und Unterstützung benötigen. Ihn mit mehr zu überfrachten würde dazu führen, dass vermutlich gar nichts erreicht wird. 

  

Sollten Ihnen Schicksale von Menschen in Drittstaaten bekannt sein, die in der beschriebenen Situation stecken, dann senden Sie eine kurze Fallschilderung an Behrouz Asadi.
[email protected]

Tel: 01712279232 

Adresse:  

Haus der Kulturen 

Wormser str 201 

55130 Mainz 

Deutschland 

   


Pressemitteilung


Im Namen von Frau, Leben, Freiheit,


Liebe Freundinnen und Freunde, 

heute am 29.04.2023 haben wir uns wieder versammelt, um unsere Solidarität mit der iranischen Revolution, angeführt von Frauen, zu zeigen.

Das Volk hat in den letzten acht Monaten viel ausgefochten. Unsere Kinder und Jugendliche wurden getötet, hingerichtet und durch Verletzungen lebenslang invalide geworden. Unsere Frauen wurden vergewaltigt und unsere Mädchen werden in den Schulen weiterhin mit Giftgas vergiftet.

In inszenierten Gerichtsverfahren wurden Menschen als Verbrecher verurteilt, aber die Regierung und das System sind nicht in der Lage die Hauptverantwortlichen zu finden und zu identifizieren. Laut dem jüngsten Bericht des Geheimdienstes der islamischen Regierung sollen „Gemeinsame Hysterie“ und „Stinkbomben“ der Grund der Erkrankung der Schulmädchen sein.   Keine Überwachungskamera kann erkennen, wer für die Vergiftungsakten von Mädchenschulen verantwortlich ist, aber nun sollen diese Kameras mit modernster Technologie gezielt dazu genutzt werden, Frauen zu identifizieren, die sich nicht so kleiden, wie die islamische Führung des Landes es für richtig hält.

Der Justizchef des Landes spricht von gnadenloser Verfolgung und fordert Anhänger auf, Frauen, die sich nicht an die Kleiderordnung halten, zur Rede zu stellen. Dies führt dazu, dass Frauen auf der Straße von diesen freiwilligen Wachen beschimpft und teilweise angegriffen werden. Obwohl der öffentliche Raum als Gefahr für Frauen und Mädchen gilt, viele Iranerinnen wollen sich damit nicht abfinden und kämpfen nun erst recht um ihr Stück Freiheit. Trotz aller Risiken sind in vieler Städte im Iran wieder viele Frauen ohne Kopftuch zu sehen. Mit Mut setzen die Frauen den zivilen Ungehorsam durch. 

Arbeiter*innen aus unterschiedlichen Branchen streiken für bessere Arbeitsbedingungen. Laut Berichten von Medien und Aktivist*innen vor Ort kam es in mindestens 82 Fabriken und Produktionseinrichtungen zu Streiks. Auch Rentner*innen aus dem Staatsdienst protestieren in 10 Provinzhauptstädten weiterhin gegen zu niedrige Pensionen. In der Hauptstadt der Provinz Kurdistan Sanandaj, versammelten sich Krankenpfleger*innen und protestierten gegen die schlechten Arbeitsbedingungen und niedrigen Gehälter. Streiks und Proteste der Arbeitnehmer gehören seit Jahren zum Alltag in vielen Regionen Irans.

Während die katastrophale wirtschaftliche Situation und die verheerenden Arbeitsbedingungen die iranischen Arbeitnehmer zu einer neuen Streikrunde treiben und das Volk unter massiver Armut leidet, wurde ein mächtiger schiitischer Geistlicher namens "Sulaimani" in einer Bank erschossen, als er Millionen Euro von seinem Konto abheben wollte. Der ermordete Ayatollah wurde zum Vertreter des Statthalters des Rechtsgelehrten in "Sistan und Balutschistan" ernannt, einer der ärmsten Provinzen im Iran, in der seit der Mahsa-Revolution viele Menschen getötet und verhaftet wurden.

Trotz des blutigen Freitags in Zahedan im September 2022 mit mindestens 120 Getöteten und trotz des Staatsterrors setzten viele Bewohner Zahedan ihre Proteste regelmäßig an jedem Freitag fort. Die Provinzhauptstadt wurde zu einem der größten Zentren der Protestbewegung im Iran und regte analoge Freitagsproteste in anderen Großstädten des Landes an.

Wir möchten erneut betonen, dass die Revolutionsgarde der Hauptakteur bei den terroristischen Handlungen gegen iranische Mitbürger sind unter der direkten Regie des obersten Führers Khamenei ist. Aus diesem Grund sollte die Gruppe auch in der freien Welt als Terrororganisation eingestuft werden. Zur Unterstützung dieser Forderung demonstrieren heute Iraner in London. Die Revolutionsgarde führt ihre terroristischen Tätigkeiten sogar außerhalb des Irans fort. Jamshid Sharmahd, ein deutsch-iranischer Aktivist, ist eins der hunderten Opfer solcher Aktivitäten, der im Juli 2020 in den Emiraten entführt und über Oman in den Iran abgeschoben wurde. Der Oberste Gerichtshof im Iran hat am Mittwoch das umstrittene Todesurteil gegen Sharmahd bestätigt. Die entsprechenden Maßnahmen zur Vollstreckung sollen nun eingeleitet werden und er kann jederzeit hingerichtet werden. Trotz der politischen Unterstützung und Forderungen seiner Freilassung durch die Bundesregierung hat das islamische Regime nicht auf die internationale Sorge reagiert. Amnesty International fordert die Bundesregierung auf, sich noch stärker öffentlich gegen die unmenschliche Gerichtsbarkeit im Iran stark zu machen.

Die Mahsa-Revolution ist im Iran geboren und gehört dem iranischen Volk. Jede Bemühung außerhalb des Landes soll kein anderes Ziel haben, außer die Stimme des Volkes zu repräsentieren und es zu unterstützen. Diese Proteste haben ihren Ursprung in den großen und modernen, sozialen Bewegungen und in dem Aufstieg einer unbesiegbaren Generation, die entschlossen ist, die Hindernisse und der Marginalisierung zum Aufbau einer freien Gesellschaft im Iran ein Ende zu bereiten. Daher zielt diese Bewegung darauf ab, die Entstehung jeglicher Macht von oben für immer zu beenden und der Beginn einer sozialen, modernen und menschlichen Revolution zu sein, um Menschen von allen Formen der Repression, Diskriminierung, Ausbeutung, Tyrannei und Diktatur zu befreien.



Pressemitteilung

Die Lufthansa schiebt Iraner*innen ab!
Keine Abschiebungen in den Iran! - Wo bleibt die Glaubwürdigkeit? – Endlich handeln anstatt nur zu reden! 

 

Sehr geehrte Damen und Herren, 

Wir als Iraner*innen in Deutschland wollen am 06. April 2023 öffentlich gegen das aktuelle Vorgehen der Lufthansa Group protestieren. Hierfür wird es am Frankfurter Flughafen in der Abflughalle Terminal 1, Halle A um 11:30 Uhr ein Treffen geben. Mit dieser Aktion wollen wir Passagiere, die Öffentlichkeit und Mitarbeiter*innen der Lufthansa informieren. Über Ihre Anwesenheit und Berichterstattung würden wir uns sehr freuen. 

Anbei erhalten Sie für ein besseres Verständnis der aktuellen Situation ein Schreiben, welches wir an die Lufthansa Group geschickt hatten: 

„Wir protestieren gegen das menschenverachtende Verhalten der Fluggesellschaft Lufthansa! In den letzten Wochen wurden iranische Flüchtlinge von Lufthansa-Maschinen in den Iran abgeschoben. Dies geschieht in einer Situation, in der unsere Jugend und vor allem Frauen täglich auf den Straßen, in Schulen oder Universitäten von Schlägertrupps, Söldnern, Revolutionsgarden und Sittenpolizei angegriffen werden. 

Seit zwei Tagen sind die Frauen wegen ihres Aussehens und ihrer Kopfbedeckung einem enormen Druck und Zwang, bis hin zu Verhaftungen und Verfolgungen ausgesetzt. Das Regime versucht jegliche Bestrebungen nach Freiheit, Demokratie und Selbstbestimmung im Keim zu ersticken. Besonders junge Frauen werden systematisch von allen Organen des Regimes unterdrückt. 

Frauenrechte sind Menschenrechte! 

In dieser gefährlichen Lage werden die Anliegen von regimekritischen Flüchtlingen, die an Flughäfen auf ihre Asylanträge und Schutzersuchen warten, bei Eilverfahren nicht berücksichtigt. Sie erhalten Ablehnungen und werden durch Abschiebehaft festgehalten und mit Abschiebemaschinen ausgeflogen. Ein Beispiel hierfür ist die Transithalle 587 am Frankfurter Flughafen. In dieser Woche sollen von hier aus wieder zwei Abschiebungen mit Lufthansa-Maschinen stattfinden. Unter Begleitung von jeweils zwei Polizeibeamten werden wieder Menschen in den Iran abgeschoben. 

Wir verurteilen die Kooperation der Lufthansa bei diesen Vorgängen aufs Schärfste! Unserer Meinung nach wird hier im Sinne der Islamischen Republik agiert. 

Wir verurteilen ebenfalls die Abschiebungen im Allgemeinen aufs Schärfste! Menschen, die aus unglaublicher Not und vor Verfolgung geflohen sind und hier politisches Asyl beantragen, dürfen nicht abgeschoben werden. 

Dieser unmenschliche Akt findet in einer Situation statt, in der die internationale Gemeinschaft bereits auf das brutale Vorgehen der Islamischen Republik gegen die Demonstrantinnen und Demonstranten reagiert hat. Selbst die Bundesregierung hat offiziell verkündet, dass bis auf Weiteres niemand in den Iran abgeschoben werden darf. 

Menschenrechtsverletzungen sind im Iran an der Tagesordnung. Allein in den letzten sechs Monaten hat das Regime mehr als 23.000 Menschen verhaften lassen. Über 500 Menschen wurden bei Demonstrationen auf offener Straße gezielt angegriffen und getötet. Auch die vielen Hinrichtungen zeigen deutlich, wie das iranische Regime mit seiner Bevölkerung umgeht. 

Sie machen sich mit Abschiebungen durch Ihre Maschinen mitschuldig, dass unschuldige und wehrlose Menschen diesem mörderischen Regime ausgeliefert werden. Die vielen, meist jungen Iraner*innen dürfen in ihrem legitimen Kampf für Freiheit, Demokratie und Menschenrechte nicht geopfert werden. Sie treten unter der Manifestation Frauen - Leben - Freiheit öffentlich für die Rechte der Frauen ein. 

Wir bitten Sie um eine Stellungnahme, warum gerade jetzt solche Abschiebungen wahrgenommen werden! 

Ihr Handeln erweckt derzeit den Eindruck, dass Sie mit der Fortsetzung der Abschiebungen in den Iran einverstanden sind. Dagegen protestieren wir ganz deutlich und fordern Sie nachdrücklich auf, dieses Treiben zu beenden und die Mitwirkung an den Abschiebungen mit Ihren Flugzeugen und Ihrem Personal sofort einzustellen. 

Wir als Menschen aus dem Iran, die sich für Freiheit, Demokratie und Menschenrechte einsetzen, müssen alles tun, um die Gesellschaft dauerhaft auf dieses wichtige Thema aufmerksam zu machen. Es wird uns in Erinnerung bleiben, wenn von Seiten des Lufthansa-Konzerns jetzt nichts geschieht. 

Ihre Komplizenschaft muss ein Ende haben! 

Das Schicksal der Betroffenen ist ungewiss. Beim Verlassen des Flugzeugs droht ihnen die sofortige Verhaftung. Das Mullah-Regime ist unberechenbar und hat solche Aktionen schon mehrfach durchgeführt. Den Abgeschobenen drohen Gefängnis, Folter oder sogar der Tod! 

Ihre Beteiligung an den Abschiebungen in den Iran muss sofort eingestellt werden. Wir haben diesbezüglich bereits mit Ihren Mitarbeiterinnen und Mitarbeitern gesprochen, die uns auf die alleinige Entscheidung des Piloten verwiesen haben. Dies ist für uns nicht nachvollziehbar, da diese bei Ihrem Unternehmen angestellt sind und somit nach Ihren Entscheidungsvorgaben handeln müssen. 

Bitte nehmen Sie unsere Bedenken ernst! Jegliche Beteiligung Ihrerseits an diesem Prozess widerspricht dem Willen des iranischen Volkes und schadet dem Ruf Ihres Unternehmens. 

Wir hoffen auf eine positive Stellungnahme Ihrerseits und verbleiben mit freundlichen Grüßen.“ 

Wir würden uns sehr freuen, Sie bei dieser Informationsveranstaltung begrüßen zu dürfen. 

 

Frau   Leben   Freiheit 


Pressemitteilung


Im Namen von Frau, Leben, Freiheit,

 

 „Europa ist ein Garten“, und es sei „die beste Kombination aus politischer Freiheit, wirtschaftlichem Wohlstand und sozialem Zusammenhalt“. „Der größte Teil der restlichen Welt ist ein Dschungel und der Dschungel könnte in den Garten eindringen“, behauptet Josep Borrell, der Außenminister der EU in Oktober letzten Jahres.

Vor zwei Wochen demonstrierten über 10-Tausend Iranerinnen und Iraner in Straßburg dafür, dass die EU die Revolutionsgarden als terroristische Organisation einstuft. Eine Organisation, die unter anderem die wirtschaftlichen Verhandlungen der islamischen Republik regiert, aber darüber hinaus die massive Freiheitsrepression an das iranische Volk ausübt und mit höchster Stufe der Brutalität kritisierenden Stimmen im Iran und im Ausland vernichtet. 

Hierzu meinte Josep Borrel, "Man kann nicht sagen, dass jemand ein Terrorist ist, weil man ihn nicht mag"! und eine abgeklärte Grundlage eines Gerichtshofes ist notwendig, um IRGC als Terrororganisation aufzulisten!“

Herr Borrel! Es gibt mehr als genug Beweise, dass die Revolutionsgarde eine terroristische Organisation ist und dass sie nicht nur im Iran, sondern hier in Europa terroristische Akte an der iranischen Opposition ausgeübt hat. Es gibt sogar ein Gerichtsurteil gegen IRGC-Mitglieder! Wir verweisen auf das Mykonos-Attentat und den Mykonos-Prozess in Berlin, wo mindestens einer der Beteiligten offizielles Mitglied von IRGC war! 

Darüber wird aber im Moment geschwiegen, damit der Europa-Garten mit ausgewählten Ressourcen des Dschungels aus dem Rest der Welt versorgt wird! Jede europäische Regierung hat in den letzten 44 Jahren auf ihre Art und Weise durch die Verhandlungen mit diesen Dämonen profitiert! Wässern Sie Ihren Garten nicht mit dem Blut eines Volkes, dass sich nichts außer Freiheit wünscht. 

Allein in der letzten Woche wurden wieder Belutschen hingerichtet.  Nach offizielle Angaben der Amnesty International wurden mindestens 572 Demonstranten ermordet, davon waren 71 Kinder! In den ersten 26 Tagen in Januar wurden mindestens 55 Menschen hingerichtet, eine Hälfte davon waren politische Gefangene! 107 Menschen droht weiterhin die Hinrichtung.

Trotz der brutalen Repression des Regimes, versuchen Iranerinnen und Iraner, die Flammen dieser Revolution am Brennen zu halten! Die wöchentlichen Freitag-Demonstrationen in Beluchestan werden fortgesetzt und in Kurdistan gibt es kaum Tage ohne Proteste. Zu Jahrestag der Revolution finden immer wieder mehrere Demonstrationen in allen Städten im Iran statt. Als Protest gegen das Regime wurde in mehreren Städten wieder das „Sadeh-Fest“ zur Begrüßung von Noruz und Frühlingsfest gefeiert. 

Anfang Februar hat Freedom house, eine internationale Regierungsunabhängige Organisation, eine Petition zur Solidarität mit der Freiheitsbewegung im Iran gestartet, die von über 400 Politiker, Künstler, Nobelpreisträgern, Prominenten und für Freiheit kämpfenden Menschen unterstützt wurde. Wir rufen Sie alle dazu auf, mitzumachen und Iranerinnen und Iraner zu unterstützen. Diese Petition, die zum ersten Mal durch eine internationale Organisation erstellt worden ist, fordert schärfere aktive Handlungen gegen das Regime auf, fragt nach der Auflistung der Revolutionsgarden als Terrororganisation und sieht den Sieg der Revolution im Iran als einen Wendepunkt im historischen langen Weg der Kämpfe zur Gleichberechtigung für Frauen weltweit. Denn Frauenrechte sind Menschenrechte und ein freier Iran ohne religiöse Diktatur sorgt für Frieden weltweit!

Wiederholt schreien wir unsere Aufforderungen: Hören Sie mit der Heuchelei im Namen der Menschenrechte auf! Stoppen Sie alle Verhandlungen mit dem Mullah-Regime, seien es Atomabkommen oder wirtschaftliche Verträge. Stellen Sie sich auf die Seite von Frau, Leben, Freiheit!